
از اين عشق حذر كن... تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن... حذر از عشق؟ندانم! سفر از پيش تو هرگز نتوانم...نتوانم... برچسبها: فريدون مشيري...
ادامه مطلب
دوجین کار سرم ریخته...اول باید خورشید را به آسمان سوزن کنمو بعد منت ماه را بکشم تا به شب برگرددسپس بادها را هل بدهم تا دوباره وزیدن بگیرندو آنقدر با گل ها حرف بزنم تا به یاد آورند روزی زیبا بوده اند...بعد از تواین دنیایک دنیاکار داردتا دوباره دنیا شود...برچسبها: ايلهان برك...
ادامه مطلب
می توانم تو را " مال خودم " صدا کنم ؟ آن وقت من اسمم را فراموش میکنم و تو هم می توانی مرا " مال خودم " صدا کنی ! ...
ادامه مطلب
به دلايلي پاك شد...
ادامه مطلب