فكر مي كني ديگه راهي نيست تا از اين اوضاع در بياي
همه ميرن و تنهات ميزارن
كاش فقط برن...
بعضياشون دارن ميرن يه چيزايي ميگن كه تا اخر عمرت فراموش نمي كني...
و اين ميشه اول عذابت...
بعضي وقتا يادم ميره به هيچكس نبايد اعتماد كرد...
بعضي وقتا يادم ميره وقتي حالم بده حرفامو به خداي خودم بگم نه به ادمايي كه ارزشي ندارن...
روزاي خوبي نيست...
اميدوارم اخر اين روزا پر از خوشي و خوشبختي باشه....
بعضي وقتا اگه با تمام وجودم فرياد بزني كه مخاطب من داري اشتباه مي كني ...
بازم صدات به گوشش نميرسه...
گاهي وقتا سكوت بهترين راهه...
حتي اگه به قيمت رفتن ادما از پيشت تموم شه...
خيلي وقته ديگه در برابر همه ي حرفايي كه بهم ميزنن ساكت شدم...
حال اين روزامو دوست ندارم...